اخیراً شبکه PMC تبلیغی پخش می کنه که البته اگر تصویرش رو داشتمخیلی بهتر بود.
داستان از این قراره که عده ای سوار آسانسور می شن، خانمی که خیلی هم احساس با کلاسی می کنه دستی می بره بین موهاش تا به قول ما کهنه اصفهانیا عشوه شتری بیاد تا اینجای تبلیغ رو که می بینی گمان می کنی احتمالاً تبلیغ عطری، رژ لبی، اپی لیدی چیزیه، ولی یک دفعه پسری که درست کنار دست این خانم ایستاده به شدت خودش رو از آسانسور بیرون پرتاب می کنه و حتی لای در می مونه که خودشو نجات بده! حالا عمق فاجعه معلوم می شه ، خانم محترم با تمام عشوه ای که می یومدند متاسفانه زیر بغلشون بو می داد، و اون تصویر سطل آشغالی که اون زیر نشون میدن خیلی با حاله.
اپیزود دوی این تبلیغ وقتیه که خانم یه دئودورانت مصرف کردند و حالا با اعتماد به نفس تمام وارد آسانسور می شه. البته دیگه از اون پسره خبری نیست ولی یه نفر دیگه اونجا کنارش ایستاده که این بار هم او از بو مدهوش شده ولی این بار بوی مطلوب.
نتایج: از این تبلیغ لازم نیست به این نتیجه برسید که بدوید و اون دئودورانتو بخرید کافیه این نتیجه رو بگیرید که ممکنه آدم وقتی بوی گند می ده یه سری موقعیت هاشو از دست بده ولی اگه سریع به فکر بیفته موقعیت های دیگه ای منتظرش ایستادن به خصوص توی آسانسور.
من اگه یه کاریی بشم در محیط های صنعتی و نیمه صنعتی مرتب از این جور ویدئو کلیپ ها پخش می کنم، مرتبا...
سیزدهم اردیبهشت 1388
|
یک شاخک در ما هست که وجود دیگران را با آن حس می کنیم : برگ یک درخت را یا یک انسان را .