|
تقريباً همه ما داستان سيندرلا رو شنيديم سيندرلا ،پسر پادشاه ،وزير و اون لنگه کفش و داستانهايي شبيه به اون ، مثل داستاني که شاهزاده به دختر هاي شهر تخم گل مي
ده و از همه مي خواد که اين دونه ها رو بکارند ، و يک روز خاص همه بايد گلهايي که
عمل آوردن رو ببرند به قصر و هر کس زيبا ترين گل رو آورد با اون دختر ازدواج مي
کنه ! همه دختر ها گلدونهاي آنچاني و گلهاي زيبايي که ادعا مي کردند کاشته اند مي
برند به قصر به جز يک نفر که ، يکي از دختر ها ، با يک گلدون مياد که خشکه و گلي
توش رشد نکرده ، گلدون رو مي ده به شاهزاده و مي گه از اون دونه گلي رشد نکرد .
تنها کسي که شاهزاده تائيد مي کنه اون دختره چون ، تخم گلي
که شاهزاده بين مردم پخش کرده بوده اصلاً عمل نمي آمده و باقي دختر ها از ترس مورد
تائيد واقع نشدن ، گلهاي ديگري رو پرورش دادند !
امروز به ما اعلام کردند که کسي از دفتر نهاد رياست جمهوري
براي بازديد به محل کار مون مياد ! و دوستان همه اون گلدون گلي که پر از گله توي دستاشون گرفتن و دم در اتاقاشون ايستادند .
داستان کفش سيندرلا و گلدان شاهزاده رو خيلي زيبا و ملموس
مي تونيد اينجا ببينيد ! زمزمه ها راجع به نهاد... صحبتهاي در گوشي ...
همکاراني که هر روز هفته به زور توي اتاقهاشون بند مي شدند
حالا ، امروز دل توي دلشون نيست که به اتاقشون برسند ، نمي دونم چرا ؟
تصور کنيد که نماينده نهاد رياست جمهروري با يک لنگه کفش
بلورين به اتاق کار شما بيايد ! امروز اينجا همه چشم انتظار اين لنگه کفش هستند و
اينکه هر طور شده به يک نحوي پاشون رو توي اون لنگه کفش جا بدهند ، طفلي برخي
دوستان که پاهاي بزرگي دارند !
اگر اين وزير
پادشاه با آن لنگه کفش مشهورش روزي به در اتاق شما رسيد ، شما را به خدا همکاران
من را خبر کنيد ! من از سهم خودم مي گذرم ، فقط لطف کنيد و اگر ايشو ن روديديد از
قول من بهشون بگيد ، ما تحقيقاتي ها اگر از مشکلاتي مثل سرعت کم اينتر نت و
محدوديت دانلود و نداشتن اکانت سايتهاي علمي و کمبود امکانات تحقيقاتي هم بگذريم
اين بوي توالتها باز ما را کلافه مي کند ، شايد زيبا ترين ساختمان اين حوالي را
براي تحقيقات ساخته باشند ولي نظافت را انگار به کل فراموش کرده اند ! 
|