تبليغاتX
خواب های نقره ای

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی




اکسیر

اي کاش مي توانستم نانوشته تصويرش کنم .

اگر زيبايي تمام غروبهاي نقش جهان در يک تصوير مي گنجيد ، شک نکن که برايت نقاشي اش مي کردم .

دلم مي خواهد باران بزند ،شايد که کاهگل خاطره ها تازه شود .

براي تو عکسهاي ناگرفته مانده است و براي من بغضِ بزرگِ عکسهاي به جا مانده .

و شايد باز هم بايد به ياد سهراب نوشت :" ميان ما سرگرداني بيابانهاست .... " بيابانهاست ، بيابانهاست .

بگذار که اين بار من بگويم : " ميان ما اکسير سکوت مهتاب هاست ."

بیست و سوم تیر 1387 |

هدیه

 بگذار که اين بار بغضم را از گلوي فروغ بشکنم .

من از نهایت شب حرف میزنم

 

من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم
اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیار
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه ی خوشبخت بنگرم
 

 

  

 

هجدهم تیر 1387 |

والد تباری یا درک شما از یک سوال !

شما می دانید پدر تباری و مادر تباری چه هستند ؟

این پاسخ یک دانشجوی سال آخر رشته ... – بی خیال رشته طرف – است ، که در امتحان پایان ترم درس مردم شناسی برای این سوال نوشته : 

 

              

 

( چون عکس کمی ناخواناست متن پاسخ دوست عزیزمان را اینجا می نویسم :

پدر تباری که به فردی گفته می شود که پدر یک خانواده می باشد که پدر تباری در خانواده ها از مادر تباری بهتر است و فرزندان بهتر از پدر حساب می برند و کارهای خروجی منزل بیشتر بر عهده پدر می باشد و چون همسر یک خانم می باشد در خانواده ای که فرزند هست ، پدر تباری بیشتر از مادر تباری قابل تایید می باشد .

قسمت پائینی جواب سوال دیگری است . )

البته بنده ادعا نمی کنم همیشه باید جواب همه سوالها را درست نوشت ولی دوست عزیز اگر این همه از مرحله پرت هستید لطفاً برگه را سفید بدهید. جداً این اعتماد به نفس شما آدم را به وجد می آورد .

 

 

دهم تیر 1387 |

زن باش!

ديروز 4 تير ماه روز زن بود !

مثل همه ارگانها ي ديگر براي ما هم جشني ( جشن يعني چي؟ ) ترتيب داده بودند . جشني متشکل از يک مجري با يک مسابقه مذهبي که بايد جوابش را روي يک تکه کاغذ مي نوشتي و تحويل مجري مي دادي و يک سخنران – جناب آقاي دکتر ... ( گفتم شايد اسم آقاي دکتر را بنويسم نونشان آجر شود ) – بله اين جشن فوق العاده را برا ي مان گرفتند تا از ما زنان کارمند در صنعت کشور تجليل بشود . دستشان دردنکند . به خصوص از اين احترامي که آن جناب دکتر براي زنان قائل بودند سپاسگزارم .

البته دوستان و همکاران بنده هم در اين جلب احترام کم بي تقصير نيستند بگذاريد يکي از سوالها ي مطرح شده در جلسه را با جواب برايتان به عنوام مثال بياورم :

سوال : جناب دکتر ما چطورمي توانيم در محيط کار همکاران مرد خودمان را جذب کنيم ؟

جواب : البته اين مسئله را قبلاً توضيح دادم ولي باز هم تاکيد مي کنم . مردها از زنهاي کم حرف و مغرور خوششون مياد ، يادتون باشه درست نيست يک همکار مرد با يک همکار زن زياد يک جا تنها باشند . مثلا خود من حتي يک دقيقه با منشي خودم ( البته خانم محجبه و مومني هستند ) توي مطب تنهانمي شم . درست نيست . مثلا لازم نيست حال بچه همکار مردتون رو بپرسيد اگر مريض بود ، مي دونيد شايد بعضي خانم ها به اين مسئله يک همکار مرد داره با يک همکار زنش خوش و بش ميکنه حسادت کنه ولي اين خوش و بشها به درد نمي خوره ! مي دونيد؟ ببخشيد که اين مثال رو مي زنم ولي برنامه هاي راز بقا رو ديد وقتي اون مار مادهه مياد يه کرشمه مياد و بعد سي چهل تا مار نر مي افتند دنبالش ؟!  همينه شما خودتونو نشون بديد و بکشيد کنار اونا خودشون مياند سراغتون !

بماند که اين آقاي دکتر فوق العاده از مراسم صبحگاهي خودش و همسرش هم در  يک جلسه عمومي گفت و توضيح داد اگرشما هم  صبحها زود تر بيدار شويد صورتتان پف نخواهد داشت و آن وقت ديگر تا ظهر شوهرتان بيمه مي شود و به زنهاي ديگر نگاه نمي کند !

بله اين است  طرز فکر يک عده انسان تحصيل کرده دنيا ديده،  وقتي در مدح زن صحبت مي کنند اين است  سوال يک زن صنعتگر و جواب يک مشاور !!!!! آن هم در محيطي که نسبت تعداد خانمها به آقايان 1به 70 است .

گمان کنم جوابم را در مورد اين سوال که چرا در صنعت از زنان استفاده نمي شود و چرا صنعت ايران پيشرفت نمي کند تا حدودي گرفتم !

گاهي از زن بودن خودم شرمنده مي شوم به خصوص  و قتي آقاي دکتر روي سن مي گويد :" زن يک خاصيت دهندگي دارد !!!"

آقاي دکتر! اميدوارم بار بعد با مطالعه بيشتري تشريف بياريد براي سخنراني و تا آن زمان متوجه شده باشيد که زن فقط براي آرامش مردها نيامده و تنها دغدغه منِ زنِ کارمندِ صنعتگر پيدا کردن يک شوهر يا يک دوست پسر يا چيزي شبيه اين نيست ، دنياي من هم مثل يک مرد کارمند صنعتگر پر است از مسائل مهمي که مي توان به آنها پرداخت ، پر از بي عدالتي ها و جبرها ، پر از خستگي ها و مشکلات اقتصادي ،پر از حرفهايي که براي نگفتن داريم . اميدوارم سال آينده اگر شما آمديد و البته اگر ما هم بوديم ، يادتان باشد ما قبل از آنکه زن باشيم ، انسان هستيم .

                                   

پنجم تیر 1387 |



یک شاخک در ما هست که وجود دیگران را با آن حس می کنیم : برگ یک درخت را یا یک انسان را .




نوشتنم نمی آید... این بار شما بنویس
اندر احوالات عشق از نوع Post-Love
یک وقت هایی آدم دلش برای یکی تنگ می شود یا شاید لک می زند و بعد همه چیز را بهانه می کند
چه کسی حاج آقا را ناراحت می کند؟
به هر حال پا جای پای کوکب خانم خدا بیامرز گذاشتن دردسر زیاد داره.
آهای لقمه جویده رو فرو بده حداقل!
حساسیت
womanly
کیسه غصه

پای تر باران
سایه بیدار من
ناگفته ها من به آخرین سطر نانوشته هایم می اندیشم
اخبار کانون آفرینش داستان اصفهان
منِ دورن
سایه
نوشته های طنز سید ابراهیم نبوی
بباید ستایش نمود عشق را
لابرنت من
من و خودم ودلم!
حرفهایم با علی
چهار ستون در فرنگ
صداي پاي نسيم
دف و کوزه
تحقيقات فلسفي
مداد
شب نوا
بازتاب نفس صبحدمان
خانه ی فرهنگ گیلان
دنیای کوچک آقای اوف
نامه هاي پارسي
رهگذر نامه
گیلک دات نت
یادداشتهای یک مهندس برق
بوی بارون، قهوه ، سیگار
چسب زخم
روزمرگی های دخمل بابا
The Litrature Network
کتابهای رایگان فارسی-خبرنامه
يک پزشک
فوتو هايکو
Oakparkchildcare
websitetemplates
بانك تصوير
audio books
بزرگ مرد کوچک
تازگي
Pirate bay
استامينوفن
فلسفه ذهن
brain waves
دایره المعارف اسطوره شناسی
fragments of consciousness
Consciousness Online
جانانه زیستن
HTML GIANT
Zach Plague
قشنگ یعنی: تعریف عاشقانه اشکال
Story in Literary Fiction
Quick Fiction
پرز
فا..نگ ویست
منصفانه
زرّافه‌ی ایده‌آلیست
قصه های عامه پسند