تبليغاتX
خواب های نقره ای

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی




شما رو به خدا لبخند بزنید !

 

 

                                     

مطلب جالب توجهی در روزنامه امروز دیدم ، بد نیست مختصری از آن را برایتان بنویسم :

مطابق محاسبات پژوهشگران ، هر بچه در روز حدود 40 بار می خندد . اگر محاسبه کنیم نتیجه این می شود که هر بچه ای در سال 14 هزار و 600 بار می خندد!

و مطابق محاسبات همین پژوهشگران بزرگسالان به طور متوسط فقط 17 بار می خندند! ( به عبارتی 6205 بار در سال )  و این مسئله دوستان پژوهشگر ما را بیمناک کرده ، چرا که ثابت شده خنده تاثیر مثبتی بر سلامتی دارد و حتی به بهبود برخی بیماری ها کمک می کند .

 

من سعی می کنم بفهمم که شما خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد سرتان شلوغ است و درگیری دارید ،شاید چند تا بچه دارید که ممکن است کامپیوترشان خراب شده باشد ، یا محیط کارتان شلوغ است ، یا به دنبال خرید یک اتومبیل یا آپارتمان هستید و احیاناً پولتان – خدای نکرده – کم می آید ، شاید هم دلیل دیگری که به من نگفته اید (!) ولی هیچ کدام اینها دلیل نمی شود که آبروی بزرگسالان را جلوی پژوهشگران ببرید ، عزیز من یک لبخند ساده که این همه بحث ندارد ، لبخند زدید؟ ( مطمئن باشم ؟) بله ! اینطور بهتر است چون کارتان هم راحتتر راه می افتد .

 

حاشیه:

 ۱-امروز ۱۴ فوریه سالروز اختراع تلفن توسط گراهام بل است گمان نکنم ارتباطی به ولنتاین داشته باشه البته !

۲- این هم یک pps. بسیار زیبا که دوست عزیزم شهره برام فرستاده بود : بهترین تصاویر اینترنتی سال ۲۰۰۷

بیست و پنجم بهمن 1386 |

فروغ رفت

امروز ، فروغ رفت .

 امروز شنیده ام که برف می بارد و زمین گر گرفته را سرد می کند  

یادش زنده باد .

 

                                        فروغ

می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
می برم تا که در آن نقطه دور
شستشویش دهم از رنگ نگاه
شستشویش دهم از لکه عشق
زین همه خواهش بیجا و تباه
 می برم تا ز تو دورش سازم
ز تو ای جلوه امید حال
می برم زنده بگورش سازم
تا از این پس نکند باد وصال
 ناله می لرزد
می رقصد اشک
آه بگذار که بگریزم من
از تو ای چشمه جوشان گناه
شاید آن به که بپرهیزم من
بخدا غنچه شادی بودم
دست عشق آمد و از شاخم چید
شعله آه شدم صد افسوس
که لبم باز بر آن لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست
می روم خنده به لب ‚ خوینن دل
می روم از دل من دست بدار
ای امید عبث بی حاصل

 

" فروغ فرخزاد "

بیست و چهارم بهمن 1386 |

خاک کویت بهتر از زر است ...

پخش این سریالهای ملی گرایانه تلویزیونی از شبکه های متعدد سیما این روزها واقعاً آدم را توی فکر  می برد! وقتی نشان می دهند که چه آسان می شود در ایران اسلامی تحقیق کرد جگر آدم آتش می گیرد که پس چرا ما محقق ها اینقدر بی عرضه هستیم که وضع مملکت مان این شده است ؟!

همین امروز دیدم که چقدر با لطف و محبت و مهربانی آقای پروفسوری همه موانع را به سادگی کنار گذاشت و بدون اینکه پی نفع شخصی اش باشد ( بله بدون این مسئله !) همزمان دو گروه را برای تحقیق هسته ای ترغیب کرد . و امید وارم شما هم این سینمایی پر هیجان را دیده باشید که چقدر ابر و باد و باران همه دست به دست هم دادند که این پروژه ها به ثمر برسد و خلاصه تنها دغدغه آقای دکتر ( مدیر  پروژه ) هم که مثل فیلم های هالیودی فقط پیدا کردن یک نیمه گم شده بود ، به امید خدا حل شد ...

البته ما که قرار است خوشبین باشیم ، چه به زندگی چه به وضع تحقیقات این مرز و بوم ؛ ولی اگر روزی شما نویسنده شدید و خواستید فیلمنامه ای درباره عشق به وطن و این جور چیزها بنویسید ، شما را به خدا بروید و از چهار نفری که در همان حیطه کار کرده اند دو سه تا سوال بپرسید و بعد البته سعی کنید که جوری بنویسید که همه باور شان شود که ما مدیران فوق العاده علاقه مند به پیشرفت داریم و همه را قانع کنید که کافی است بهترین شرایطشان را رها کنند و به سوی مراکز علمی داخلی بشتابند و توی کله شان بچپانید که اینجا در ایران ما هم وطنان خیلی با هم مهربان هستیم واصلا برای همدیگر نقشه نمی چینیم .

                                            

حاشیه :

۱- امید وارم که یکی از  دوستهای خوبم در ( به قول خودش ) خودسازی موفق با شه من همیشه براش آروزی موفقیت دارم .

 ۲-من از دوستانی که به این وبلاگ سر می زنند کمال تشکر را دارم ولی لازم دیدم از همین جا به همه افرادی که گمان می کنند بنده دنبال جذب خواننده هستم تقاضا کنم به سراغ جای دیگری بروند ، چون من به هیچ عنوان قصد پر کردن وقت آنها را ندارم  و باید ذکر کنم که اینجا یک صفحه کاملاً شخصی است .

 

 

نوزدهم بهمن 1386 |

عجایب !

 

عجب دنیای غریبی شده !

 ویلیام فاکنر و ریموند کارور برای آدم  comment می نویسند ! ویرجینیا ولف به آدم sms  می زنه !

دقیقاً در همین حین البته اتفاقات عجیب تری هم به وقوع می پیونده : یک نفر با دیدن یک پست در وبلاگ من متوجه میشه که همه این به قول اون آقا خاطره نویسی ها ( ! ) وشعر و شاعری ها برای اینه که من باید دنبال یه نفر هم کفو خودم بگردم !

تازه عجیب تر از اینها  : می گند باز قلیون توی چایخونه ها آزاد شده ! ( به دستور دولت ؟؟!! )

دو تا اتفاق غریب دیگه افتادند : دو نفر از دوستهای عجیب من توی این دو سه روز متولد شدند ! ( تولدشون خیلی مبارکه ! ) 

وای خدای من چرا این اعجاب ها تموم نمی شند؟!

 یه برنامه قراره از طرف کانون آفرینش داستان برگزار بشه که می گند خیلی فوق العاده است ( البته می دونم عجیبه ولی خب این کانون داستانی ها  ادعا می کنند ، باید رفت و دید! )

باز هم چیزهای عجیب غریب هست ، مثلاً یک نفر یه روز عصر اونقدر از شیشه اتوبوس بیرون رو نگاه کرد که گردنش خشک شد ! و یک نفر دیگه همه مسیر رو به جاده نگاه کرد !

و باز هم یک چیز عجیب دیگه امروز می گفتند یه نفر که انگار خیلی وقت بوده خوابش نمی برده سه روز پیش فوت کرده !

واقعاً شما هنوز دنبال چیز عجیب تری هم گردید؟ از این عجیب تر که من با این همه کاری که امروز انجام دادم و این گردن دردم دارم برای وبلاگم مطلب می نویسم ؟!!!!

 

 می گم راستی زندگی خیلی عجیبه ها! می گید نه ؟! از این مرغ عشق بپرسید :

 

 

                                  مرغ عشق عجیب  

یازدهم بهمن 1386 |

خدمت صادقانه ، باید ها و نباید ها

اخبار امشب ساعت 19:15 مصاحبه ای  داشت با این سوال : اگه شما نماینده مجلس شدید اولین کاری که می کنید چیه؟

جالبه بدونید که همه افراد اول می گفتند : خدمت به مردم و این حرفها... ولی وقتی گزارشگر یه خورده ریز تر می شد جوابها شنیدنی بود :

اونی که دانشجو بود می گفت : مشکل دانشجو ها رو حل می کردم .

اونی که هنوز نرفته بود دانشگاه می گفت : دانشگاه رفتنو آسون می کردم .

اونی که به نظر اهل فرهنگ و کتاب می رسید می گفت : نشر و پخش کتاب رو آسون می کردم .

اونی که پیک موتوری بود می گفت : ماه 11 و 12 یه پولی می دادم به موتور سوارها که تو این سرما راحت باشند .

اونی که راننده بود می گفت : این مشکل ترافیک تهران را حل می کردم.

....

حالا بماند که چقدر این معضلات به یک نماینده مجلس مربوط می شه ! اونچه مهم تر به نظر می رسه اینه همه فقط راضی هستند که به خلق خدا فقط  خدمت صادقانه بکنند .

شما چطور اگه نماینده مجلس بشید چه کار می کنین؟

سوم بهمن 1386 |

معجزه ها برای کسانی اتفاق می افتند که به آنها اعتقاد دارند . ( برنارد برنسون )

این پست را می نویسم به خاطر همه کسانی که منتظرنمی مانند و پیش می روند، برای همه کسانی که حداقل یک بار در زندگی مزه شکست را چشیده اند .

از شکسن خوردن نهراسیم ازتلاش نکردن فرار کنیم .

 

اگر فکر می کنید مغلوب هستید ،هستید .

اگر فکر می کنید شهامت ندارید ، ندارید.

اگر دوست دارید که ببرید ، ولی فکر می کنید که نمی توانید ، تقریباً واضح است که نمی توانید .

اگر فکر می کنید که می بازید ، باخته اید .

برای اینکه ما از جهان در می یابیم که ، موفقیت با اراده آغاز می شود – و اراده همه اش در حالت ذهنی است .

 

اگر فکر می کنید با کلاس هستید ، هستید .باید سطح بالا فکر کنید تا پیشرفت کنید .

باید قبل از آنکه جایزه ای را برنده شوید از خود مطمئن باشید .

نبود زندگی همیشه به سوی فرد قوی تر یا تندتر نمی رود ، ولی زود یا دیر کسی که می برد کسی است که فکر می کند می تواند .

 

 

                                              موفق باشید .

یکم بهمن 1386 |



یک شاخک در ما هست که وجود دیگران را با آن حس می کنیم : برگ یک درخت را یا یک انسان را .




نوشتنم نمی آید... این بار شما بنویس
اندر احوالات عشق از نوع Post-Love
یک وقت هایی آدم دلش برای یکی تنگ می شود یا شاید لک می زند و بعد همه چیز را بهانه می کند
چه کسی حاج آقا را ناراحت می کند؟
به هر حال پا جای پای کوکب خانم خدا بیامرز گذاشتن دردسر زیاد داره.
آهای لقمه جویده رو فرو بده حداقل!
حساسیت
womanly
کیسه غصه

پای تر باران
سایه بیدار من
ناگفته ها من به آخرین سطر نانوشته هایم می اندیشم
اخبار کانون آفرینش داستان اصفهان
منِ دورن
سایه
نوشته های طنز سید ابراهیم نبوی
بباید ستایش نمود عشق را
لابرنت من
من و خودم ودلم!
حرفهایم با علی
چهار ستون در فرنگ
صداي پاي نسيم
دف و کوزه
تحقيقات فلسفي
مداد
شب نوا
بازتاب نفس صبحدمان
خانه ی فرهنگ گیلان
دنیای کوچک آقای اوف
نامه هاي پارسي
رهگذر نامه
گیلک دات نت
یادداشتهای یک مهندس برق
بوی بارون، قهوه ، سیگار
چسب زخم
روزمرگی های دخمل بابا
The Litrature Network
کتابهای رایگان فارسی-خبرنامه
يک پزشک
فوتو هايکو
Oakparkchildcare
websitetemplates
بانك تصوير
audio books
بزرگ مرد کوچک
تازگي
Pirate bay
استامينوفن
فلسفه ذهن
brain waves
دایره المعارف اسطوره شناسی
fragments of consciousness
Consciousness Online
جانانه زیستن
HTML GIANT
Zach Plague
قشنگ یعنی: تعریف عاشقانه اشکال
Story in Literary Fiction
Quick Fiction
پرز
فا..نگ ویست
منصفانه
زرّافه‌ی ایده‌آلیست
قصه های عامه پسند