تبليغاتX
خواب های نقره ای

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی




یک لحظه

سلام .

تازگی ها پست هایم همه با سلام و احوال پرسی آغاز می شوند!بیایید  پیغامی که امروز صبح بدستم رسید رابا هم بخوانیم :

 

ترسوها عاشق نمى شوند

[لئو بوسكاليا / تهمينه مهربانى ]

 

آدم ها در مقابل مورچه اى كه توى ليوان آبشان مى افتد، برخوردهاى متفاوتى دارند. بعضى ها همين كه چشمشان به مورچه مى افتد، مى گويند: «ا ... تو توى ليوان من چه كار مى كنى » و بعد مورچه را «له» مى كنند و بعد مورچه بى مورچه! به اين مى گويند كمال خودخواهى. بعضى ها مى گويند، «راستش امروز واسه يه مورچه هم روز گرمى يه، تو هم كه به كسى صدمه اى نمى زنى. همون جا باش و واسه خودت شنا كن.» به اين مى گويند بردبارى. گروه سوم نه عصبانى مى شوند، نه بردبارى به خرج مى دهند، كمى شكر توى آب مى ريزند و مى روند. به اين مى گويند عشق.

وقتى به جايى رسيديد كه خيلى به بقيه پيله نكرديد و سر هر جمله تان سه چهار تا «چرا» نگذاشتيد، معلوم مى شود كه كارتان درست است. انسان در واكنش هاى خود به خودى است كه راست و دروغش معلوم مى شود و انسانيتش يا «له» مى شود و يا «گل» مى كند.

من عادت دارم موقعى كه در اتوبان رانندگى مى كنم و كسى را منتظر ماشين مى بينم، ترمز كنم و اجازه بدهم كه اگر دلش مى خواهد سوار شود. بعضى ها با ترديد كارآگاهانه نگاهم مى كنند و رويشان را برمى گردانند، يعنى كه برو پى كارت! بعضى ها سوار مى شوند، اما معلوم است كه به من اعتماد ندارند. اين بى اعتمادى، تحفه اى است كه ما آمريكايى ها، درازاى محبت يكديگر، به هم هديه مى دهيم! بعضى ها هم بالاخره بعد از چند دقيقه، يخشان آب مى شود و با شما درددل مى كنند. خوب كه ته و توى قضيه را درمى آوريد، مى بينيد كه طرف يا آسيايى است يا به ندرت آفريقايى. اروپايى و آمريكايى به اين زودى يخش آب نمى شود! خلاصه اين كه غالباً بايد منتظر باشيد كه كسى به شما بگويد، «مردك! مگه كار و زندگى ندارى » البته شنيدن اين حرف خيلى حال آدم را خوب نمى كند، اما شما كه كارى را نمى كنيد كه به شما بگويند، «دستت درد نكند.»

اگر اين طور بود كه عيسى مسيح (ع) بايد دق مى كرد، چون در يك روز (فقط يك روز!) ۱۵۰ آدم جذامى و كور و فلج را شفا داد و فقط يكى به او گفت دستت درد نكند!

ياد بگيريم كه به خاطر عشق، عاشق شويم، غير از اين باشد، آدميتمان را از دست مى دهيم. موقعى كه براى آن مورچه شكر مى ريزيد، چه چيزى را از دست مى دهيد

شما به او شكر مى دهيد، چون او به شكر احتياج دارد. همين!

خيلى از آدم ها كه لياقت عاشق شدن ندارند، از همه چيز مى ترسند. بگذاريد آنها همان تحفه اى بمانند كه هستند و از همه زيبايى هايى كه به خاطر ترس از دست مى دهند، محروم بمانند  .

 

واقعاً چرا ؟؟؟  بعضی ها عشق که سهل است اصلاً ذاتاً از ارتباط هراس دارند ، از این که جواب کسی را بدهند می ترسند ! دائم در این هراسند که مبادا اطلاعات شخصی شان را در بیاورند . از شماره تلفنشان مثل جانشان محافظت می کنند . اصلا درک ارتباط عمومی را ندارند .

چرا بعضی از ما همیشه خیال می کنیم یک عده برایمان نقشه چیده اند ! آقایان ، خانمها نمی گویم ساده لوح باشید ، ولی این طور ایزولاسیون فردی هم آدم را به زمین می زند . مطمئن باشید چند کلام حرف کسی را نمی کشد. فقط یک لحظه سعی کنید همه چیز را دوست داشته باشید ، دوست داشتن تعریف و فرمول خاصی ندارد . وقتتان را پشت در مطب روانپزشکها تلف نکنید ، همین الان سر جایتان که نشسته اید یک لحظه عاشق بودن را تجربه کنید .

سخت نیست .

 

 

 

بیست و ششم آبان 1386 |

اگه یه ابر کوچیک نرم سفید بهت بدند ......!

دیشب من این سؤال رو برای خیلی از دوستان  SMS کردم که : " اگر روزی یه ابر کوچیکِ سفیدِ نرم ، بهت بدند باهاش چه کار می کنی ؟ " جالبه که جواب ها رو با هم بخونیم :

1 – بغلش می کنم و بعد یه گاز محکم ازش میگیرم .

2- میگذارمش زیر سرم و تخت می خوابم .

3-  باهاش ماشینوم می شورم .

4- رو به آسمون روش دراز می کشم و چشمامو می بندم .

5- می فرستمش توی آسمون تا تنها نباشه .

6- با هاش ظرف می شورم .

7- بغلش می کنم .

8- نگهش می دارم برای روزی که آب نداریم  تا بِباره .

9- می خورمش .

بعضی ها هم قوه سازندگی دارند مثل این دو نفر :

10- باهاش یا یه گل می سازم یا یه خَر .

11- اول باهاش یه لاکپشت می سازم  ;)  و بعد لاکشو می کنم .

و اما در جواب سؤال دوستان که این یعنی چه باید بگم منم البته این مسئله رو از کسی شنیدم درست و غلطش با خودش ولی این طور که می گند این ابر نشانی است از چیز ها و کسانی که دوستشون داریم .

 

راستی شما چی اگه یه روز صاحب این ابرِ بشید چه کارش می کنید ؟

شانزدهم آبان 1386 |

امروز ، مدت زیادی است....

آقای مهجور آن روز صبح از خانه بیرون آمده بود . کف دستهایش را به هم سائیده و بعد گوشهایش را زیر کلاه مخفی کرده بود . سر کوچه ، حتماً باغبان همسایه را دیده بود و برخلاف هر روز به سمت راست پیچیده بود . در ایستگاه پنجم ، کلاهش را برداشته و سوار یک اتوبوس ارغوانی شده بود .

همه اینها را مرد متکدی تعریف کرده است ، همانی که هر روز ساعت شش صبح به در خانه آقای مهجور می رسد و بعد تا سر کوچه پشت سرش می رود و همراهش می پیچد به چپ، تا آنکه آقای مهجور سوار اتوبوس نارنجی شود .

حالا مدتهاست که آقای مهجور خیابان ها را طی می کند و مدام اتوبوسش را عوض می کند و مرد متکدی حالا زمان درازی است که پشت در خانه آقای مهجور ایستاده است و سر کوچه را دید می زند و همسر آقای مهجور تمام این وقتها از پنجره به  بیرون نگاه می کند .

 

 

سیده زهرا میرباقری

ششم آبان 1386 |



یک شاخک در ما هست که وجود دیگران را با آن حس می کنیم : برگ یک درخت را یا یک انسان را .




نوشتنم نمی آید... این بار شما بنویس
اندر احوالات عشق از نوع Post-Love
یک وقت هایی آدم دلش برای یکی تنگ می شود یا شاید لک می زند و بعد همه چیز را بهانه می کند
چه کسی حاج آقا را ناراحت می کند؟
به هر حال پا جای پای کوکب خانم خدا بیامرز گذاشتن دردسر زیاد داره.
آهای لقمه جویده رو فرو بده حداقل!
حساسیت
womanly
کیسه غصه

پای تر باران
سایه بیدار من
ناگفته ها من به آخرین سطر نانوشته هایم می اندیشم
اخبار کانون آفرینش داستان اصفهان
منِ دورن
سایه
نوشته های طنز سید ابراهیم نبوی
بباید ستایش نمود عشق را
لابرنت من
من و خودم ودلم!
حرفهایم با علی
چهار ستون در فرنگ
صداي پاي نسيم
دف و کوزه
تحقيقات فلسفي
مداد
شب نوا
بازتاب نفس صبحدمان
خانه ی فرهنگ گیلان
دنیای کوچک آقای اوف
نامه هاي پارسي
رهگذر نامه
گیلک دات نت
یادداشتهای یک مهندس برق
بوی بارون، قهوه ، سیگار
چسب زخم
روزمرگی های دخمل بابا
The Litrature Network
کتابهای رایگان فارسی-خبرنامه
يک پزشک
فوتو هايکو
Oakparkchildcare
websitetemplates
بانك تصوير
audio books
بزرگ مرد کوچک
تازگي
Pirate bay
استامينوفن
فلسفه ذهن
brain waves
دایره المعارف اسطوره شناسی
fragments of consciousness
Consciousness Online
جانانه زیستن
HTML GIANT
Zach Plague
قشنگ یعنی: تعریف عاشقانه اشکال
Story in Literary Fiction
Quick Fiction
پرز
فا..نگ ویست
منصفانه
زرّافه‌ی ایده‌آلیست
قصه های عامه پسند