تبليغاتX
خواب های نقره ای

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی




منابع درآمد خانوار های بی سرپرست

دیروز ساعت 10صبح - پمپ بنزین سر چهار راه X  :

آقای Y کارت سوختش را در کارت خوان جا گذاشت .

ساعت سه بعد از ظهر همان دیروز :

آقای  Y : ببخشید کارت سوختمو ...

مسئول پمپ بنزین : لیستو نگاه کن اسمت هست ؟

آقای Y : نه خیر نیست .

امشب ساعت 11  - همان پمپ :

مسئول پمپ کارت سوخت آقای Y را می چپاند داخل کارت خوان ، راننده پژو آخوندی 20 لیتر بنزین می زند . 4 تا دو هزاری می گذارد کف دست مسول پمپ . مسئول پمپ می گوید : " آقا این کارت مال یه خونواده بی سرپرسته ، برای گذرون زندگیه دیگه ... "

ساعت 9 صبح فردا که بشود ، کارت سوخت آقای Y می سوزد و اسمش می رود جزء لیست کارتهای پیدا شده .

 

بیست و هشتم مهر 1386 |

باز هم تولد

یک بار دیگر باید متولد شدن را جشن بگیرم و از خدا بخواهم تا چگونه زیستن را مشقم کند و ادعا کنم که  " چگونه مردن را آموخته ام ".

فردا دوباره متولد خواهم شد ، بعد از24 سال باز هم ! و باز هم به دنیا نگاه خواهم کرد . فردا شاید آسمان آبی تر باشد ، شاید هم باران ببارد ،خیسمان کند . شاید همه گلها لبخند بزنند. فردا شاید روزی دیگر باشد ، شادتر  و شاید بهتر .

حداقل می توان در این 365 روز سال یک روز را به بهانه ولادت یافتن شادتر بود.

 

 

 بی گاهان
به غربت
به زمانی که خود در نرسیده بود -

چنین زاده شدم در بیشه جانوران و سنگ،
و قلبم
در خلاء
تپیدن آغاز کرد

( احمد شاملو )

 

                                                تولد


 

بیست و سوم مهر 1386 |

ماه عسل امسال تبلیغات اسلامی ، انسجام ملی و جذب توریست اسلامی !

 

 چند سال قبل زمانی که یکی از اقوام ما از یکی از کشورهای عربی بازگشته بود تعریف کرد :

 

در سفر بایک دخترایرانی رو به رو شدم که ساکن آنجا بود ، بعد از مدتی که دختر به من اعتماد کرد تعریف کرد که چطور شش سال قبل وقتی برای مسافرت تنها به آنجا سفر کرده  توسط یک مرد عرب ربوده شده و به اجبار به عقد آن مرد درآمده وخانواده اش هنوز در پی او می گردند. به من گفت که دیگر روی بازگشت به ایران را ندارد و خدا می داند که چه غم بزرگی بر دلش سنگینی می کرد .  

 

داشتم فکر می کردم که اگر آن کشور هم برنامه ی " ماه عسل" ی پخش کند ، حتماً این دختر را دعوت خواهد کرد و " احسان علیخانی " شان از او خواهد پرسید که چطور به این کشور علاقه مند شدید؟

 و او خواهد گفت که عاشق آن کشور است و چقدر عربها با خدا هستند واذعان خواهد کرد که  چقدر عاشق همسرش است و همه چیز دین ودنیا و آخرتش را از او دارد و یک مشت دروغ دیگر ....

 

                                           

یازدهم مهر 1386 |

به بهانه وداع

سلام ، نمی دانم که این چند خط را چه کسانی می خوانند ! ولی به امید آنکه آنان که باید ، می خوانند ، مینویسم . شاید مرسوم نباشد که شاگردی چیزی به استادش بیاموزد ولی چنان که برشت می گوید : " در دنیا سابقه نداشته که معلمان خود به آموختن تن دردهند ، ولی کلاویوس ، بنده خدا ، حق را به گالیله داد . " باور کنید که من تا آخرش را می نشینم ، چه چیزی مطلوب تر از شنیدن یک شعر با نوای پر احساس شاعر آن؟ چطور می توان تصور کرد که یک شاعر از شعر خوانی سر باز زند؟ شاید من مصرّ ترین شنونده باشم ولی باور کنید اولین و آخرینشان نخواهم بود .

 

"س. ز. م "

 

حاشیه : مشت نمونه خروار است ( با اجازه شاعر ) :

 

دستی تکان دادی در آن صبح مه آلود

 

یعنی که ای زیباترین ایام بدرود

 

دستی تکان دادم میان خنده و اشک

 

یعنی که پایان یافت شادی های من زود

 

در آخرین لحظه گلی دادم به دستت

 

تنها گل گلدان که همرنگ دلم بود

 

سوتی کشید و ریل را پیمود سنگین

 

گم شد قطار خاطره در هاله ی دود

 

سکو تهی شد از قطار این کوه آهن

 

می رفتی و بار غمت بر شانه ام بود

 

روی زمین چیزی نگاهم را نگه داشت

 

این گل همان گل بود آه ! اما گل آلود

 

بر نازکای برگ چیزی خوانده می شد

 

بدرود ای زیباترین ایام بدرود!!!!ا

 

 

 

 

 

 

سوم مهر 1386 |



یک شاخک در ما هست که وجود دیگران را با آن حس می کنیم : برگ یک درخت را یا یک انسان را .




نوشتنم نمی آید... این بار شما بنویس
اندر احوالات عشق از نوع Post-Love
یک وقت هایی آدم دلش برای یکی تنگ می شود یا شاید لک می زند و بعد همه چیز را بهانه می کند
چه کسی حاج آقا را ناراحت می کند؟
به هر حال پا جای پای کوکب خانم خدا بیامرز گذاشتن دردسر زیاد داره.
آهای لقمه جویده رو فرو بده حداقل!
حساسیت
womanly
کیسه غصه

پای تر باران
سایه بیدار من
ناگفته ها من به آخرین سطر نانوشته هایم می اندیشم
اخبار کانون آفرینش داستان اصفهان
منِ دورن
سایه
نوشته های طنز سید ابراهیم نبوی
بباید ستایش نمود عشق را
لابرنت من
من و خودم ودلم!
حرفهایم با علی
چهار ستون در فرنگ
صداي پاي نسيم
دف و کوزه
تحقيقات فلسفي
مداد
شب نوا
بازتاب نفس صبحدمان
خانه ی فرهنگ گیلان
دنیای کوچک آقای اوف
نامه هاي پارسي
رهگذر نامه
گیلک دات نت
یادداشتهای یک مهندس برق
بوی بارون، قهوه ، سیگار
چسب زخم
روزمرگی های دخمل بابا
The Litrature Network
کتابهای رایگان فارسی-خبرنامه
يک پزشک
فوتو هايکو
Oakparkchildcare
websitetemplates
بانك تصوير
audio books
بزرگ مرد کوچک
تازگي
Pirate bay
استامينوفن
فلسفه ذهن
brain waves
دایره المعارف اسطوره شناسی
fragments of consciousness
Consciousness Online
جانانه زیستن
HTML GIANT
Zach Plague
قشنگ یعنی: تعریف عاشقانه اشکال
Story in Literary Fiction
Quick Fiction
پرز
فا..نگ ویست
منصفانه
زرّافه‌ی ایده‌آلیست
قصه های عامه پسند