|
بهشتم بياييد ز آتشكده چو نزديك شد روزگار سده
" جشن سده ، در روز ده بهمن یعنی صد روز پس از آغاز زمستان پنج ماه ایران باستان گرفته می شد. جشنی که در ایران باستان و قرون اولای اسلام در روز دهم بهمن گرفته می شد و در آن جشن آتش افروزی می کردند. این جشن را زرتشتیان هنوز هم بر پا می کنند. "
فرهنگ فارسی ، دکتر محمد معین ( جلد دوم )
جشن سَده، یکی از جشنهای همگانی ایران کهن، با افروختن خرمن هیزمی که برزگران، از پگاه گرد آوردهاند، آغاز میشود. جشن سده یک جشن ملی است و به هیچ دین و مذهبی مرتبط نیست.
بيروني در كتاب " التفهيم " سبب نام گذاري سده را به عدد صد ارتباط داده و ميگويد: از آن تا نوروز كه براي ايرانيان ارزش والا دارد و روز تازه شدن و پاك شدن جهانيان و روح و كابلدهاست پنجاه روز و پنجاه شب فاصله است ... اين پاسداشت از آن جهت است كه ايرانيان همه در جستجوي پاكي در انديشه، گفتار و كردار بوده اند ...
در " آثارالباقيه " آورده است كه اين جشن درست پس از يكصد روز كه از آغاز زمستان باستاني ميگذرد آغاز ميشده و نشان از رهايي از جمود و ركود و سستي بوده و حركت بسوي زندگي، حركت، نو شدن و تلاش دوباره براي حركت بسوي نور ... اين وجه تسميه و هنگام اصلي جشن به عهد ساسانيان ميرسد ...
وجه تسميه ي سده آن است كه ميگويند چون تعداد اولاد حضرت آدم به صد رسيد، مصادف بود با دهم بهمن، از آن جهت آن را جشن سده ناميده اند و در آن بر فراز كوهها بلنديهايي از هيمه و چوب گرد ميآوردند و مي افروختند و به شادي و شكرانه نعمت ميپرداختند ...
داستان پدیدآمدن آتش و بنیاد نهاندن جشن سده در شاهنامه بدین گونه آمده است که هوشنگ با چند تن از نزدیکان از کوه میگذشتند که مار سیاهی نمودار شد. هوشنگ سنگ بزرگی برداشت و به سوی آن رها کرد. سنگ به کوه برخورد کرد و آتش از برخورد سنگها برخاست :
|
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ |
|
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ |
هوشنگ این رویداد را به فال نیک گرفت و جشنی برپا ساخت و در آن جشن آتش بزرگی برافروخت :
|
یکی جشن کرد آن شب و باده خورد |
|
سده نام آن جشن فرخنده کرد |
|
ز هوشنگ ماند این سده یادگار |
|
بسی باد چون او دگر شهریار |
|
کز آباد کردن جهان شاد کرد |
|
جهانی به نیکی از او یاد کرد |
حاشیه : با تشکر بسیار بسیار بسیار ویژه از دوست بسیار بسیار بسیار ویژه ایی که این رویداد را به یاد من آورد .
 |